رژیم کم کربوهیدرات ریفلاکس معده را درمان می‌کند

 یک رژیم کم می‌تواند بیماری IBS (روده‌ی تحریک‌پذیر) و مشکلات روده‌ای دیگر را بهبود بخشد. اما آیا می‌تواند درمانی برای سوزش معده نیز باشد؟ FODMAP مخفف الیگوساکاریدها، دی‌ساکاریدها، مونوساکاریدهای قابل تخمیر و پولیول‌ها است. غذاهای FODMAP انواعی از کربوهیدرات‌ها هستند، از جمله قندها که سیستم گوارش آن‌ها را به‌راحتی هضم می‌کند و آن‌هایی که کوچکترند در روده جذب می‌شوند. با کاهش قندهای قابل‌تخمیر، می‌توان نشانه‌های روده‌ی تحریک‌پذیر را نیز کاهش داد.

لیزا یکی از بیماران مبتلا به IBS است که رژیم کم FODMAP را تجربه کرده است؛ او می‌گوید:

به‌تازگی یک رژیم پیدا کرده‌ام که ظاهرا برای مشکل رفلکس اسید می‌تواند موثر واقع شود. در این رژیم، باید میزان مصرف کربوهیدرات را کاهش دهید و کالری آن را با چربی جایگزین کنید. این رژیم بر این تفکر بنا شده که برخی اوقات، بدن نمی‌تواند برخی کربوهیدرات‌ها را جذب کند؛ بنابراین در معده می‌مانند و تخمیر می‌شوند، سپس گاز به درون معده و مری می‌رسد. اگر مصرف این نوع کربوهیدات‌های تخمیرشدنی را قطع کنید، رفلکس اسید از بین می‌رود.رژیم یادشده، یک نوع رژیم کم FODMAP است. در این رژیم، مصرف غذاهایی را که دارای کربوهیدرات‌های تخمیرشدنی بالا هستند، کاهش می‌دهید. این موضوع درست است که انسان، آنزیم مخصوص برای هضم برخی کربوهیدرات‌ها را ندارد (کربوهیدرات‌های دارای زنجیر کوتاه)؛ اما این باعث نمی‌شود که غذا سر دلتان بماند. این کربوهیدرات‌ها، در معده حرکت می‌کنند (محیطی که برای هرگونه انجام عمل تخمیری، به‌شدت اسیدی است) و به روده‌ی کوچک وارد می‌شوند (محلی که بیشترین میزان هضم و جذب کربوهیدرات در آن صورت می‌گیرد) تا در نهایت به روده‌ی بزرگ می‌رسند.

اگر خوش‌شانس باشید، یک باکتری‌ مفید درون معده با تخمیر این مواد، عملیات هضم را انجام می‌دهد؛ دلیل استفاده از عبارت «اگر خوش‌شانس باشید» این است که فرآیند باکتریایی فیبرهای غیرقابل هضم توسط چند ترکیب مفید ایجاد می‌شود. تخمیرشدن فیبر باعث تولید بخار معده‌ی بسیار زیادی هم می‌شود.

برگشت اسید در بخش انتهایی دیگر دستگاه گوارش رخ می‌دهد

تحمل افراد نسبت به این دسته کربوهیدرات‌های تخمیرشدنی متفاوت است. بسیاری افراد مبتلا به بیماری روده‌ی تحریک‌پذیر با یک رژیم کم FODMAP، نتیجه‌ی بسیار خوبی می‌گیرند. پژوهش جدید پیشنهاد می‌دهد که این رژیم، درمانی بسیار موثر برای اختلالات مربوط به روده‌ی بزرگ محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، رفلاکس در بخش انتهایی دیگر دستگاه گوارش رخ می‌دهد. حدود ۶ متر از روده‌ی کوچک در روده‌ی بزرگ قرار دارد؛ یعنی در جایی که باکتری موردبحث کار خودش را انجام می‌دهد؛ مری نیز جایی است که علائم رفلاکس عموما در آنجا ظاهر می‌شوند و رخ می‌دهند. تصور بالا آمدن حباب‌های گاز به طول ۶ متر به سمت مری بسیار سخت و دور از تصور است.اما اگر آن باکتری‌های تولیدکننده‌ی بخار معده و هضم‌کننده‌ی کربوهیدرات‌ها به‌جای محیط خود در روده‌ی بزرگ، در روده‌ی کوچک جا گرفته بودند چه می‌شد؟ این موضوع به‌طور بالقوه باعث می‌شد که تولیدکننده‌های گاز موردبحث در نزدیکی معده قرار بگیرند. همین اتفاق هم در واقعیت رخ می‌دهد؛ به این موقعیت،  می‌گویند، به معنی رشد بیش از حد باکتری روده‌ی کوچک، و ممکن است بر بیش از ۱۵ درصد مردم اثر گذارد.

اگر شما جزو این ۱۵ درصد افراد تحت تاثیر مشکل یادشده هستید، دریافت کربوهیدرات‌های تخمیرشدنی باعث کاهش میزان بخارمعده‌ی تولیدشده در روده‌ی کوچک شما شده و علائم رفلاکس به‌طور بالقوه کاهش پیدا می‌کنند. اگر جزو ۸۵ درصد باقی مردم هستید، همچنان ممکن است که با کاهش مصرف این دسته کربوهیدرات‌ها، علائم برخی دلایل دیگر آزاردهنده را (که از آن‌ها مطلع نیستید) تقلیل دهید.

این رژیم، قطعا ارزش امتحان کردن را دارد. اگر رژیم کم FODMAP موجب کاهش علائم شما شد و ضرری نیز به بدنتان نرساند، پس اگر موثر واقع نشد هم چندان اهمیتی ندارد! اینطور فکر نمی‌کنید؟

لیزا به اطلاعات دیگری هم اشاره کرد:

من برای سه هفته این رژیم را دنبال کردم اما هنوز تغییری را تجربه نکرده‌ام. در طول همین زمان، سطح انرژی‌ام با پشت‌سرگذاشتن تمرینات ورزشی شدید (پیاده‌روی سریع و دوچرخه‌سواری طولانی) بسیار افت کرد؛ احساس ضعف و خستگی زیادی می‌کنم. آیا معقول است که اثرات رفلکس اسید را حذف کنیم و در عین حال، با حفظ این روش، انرژی‌مان را برای ورزش کردن حفظ کنیم؟

مونیکا ری‌نیجل، پزشک و متخصص تغذیه به سوال لیزا پاسخ می‌دهد. می‌توان بدن را اموزش داد که در طول ورزش، چربی را به‌طور موثرتری به سوخت تبدیل کند. به این امر، به اصطلاح «keto-adapted یا fat-adapted» می‌گویند؛ به معنی لغویِ سازگار با کِتو و سازگار با چربی که اشاره دارد به زمانی که بدن فرد با رژیم کتوژنیک اخت پیدا کرده است. (رژیم کتو به‌جای کالری‌شماری و محدودکردن خوراکی‌ها و حتی کمک گرفتن از تمرین‌های شدید ورزشی برای رسیدن به کاهش وزن شما را از طریق دیگری به هدفتان نزدیک می‌کند. در رژیم کتو، منبع سوخت بدن که از آن برای تامین انرژی روزانه استفاده می‌شود، از گلوکز (قند) به چربی‌ها تغییر می‌کند و مواد غذایی پرچرب جایگزین کربوهیدرات‌ها می‌شوند.)به هر صورت، ورزشکارانی که رژیم‌های کم‌کربوهیدرات را برای مدت طولانی‌تری دنبال می‌کنند، کربوهیدرات کمتری را به‌عنوان سوخت استفاده می‌کنند. حفظ انعطاف متابولیک ممکن است مزایایی داشته باشد؛ با زومیت همراه باشید تا در مقاله‌ی مجزایی به آن بپردازیم.

اما گر این رویکرد باعث کاهش علائم رفلاکس شما نشد، نیاز به بررسی بیشتری خواهد بود.

رژیم کم FODMAP، درمانی موثر برای اختلالات روده‌ی بزرگ محسوب می‌شود

عبور غذا از معده و روده‌ی کوچک، حدود ۶ تا هشت ساعت به‌طول می‌انجامد. زمانی که غذا به روده‌ی بزرگ رسید، سرعت این روال به‌طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند. عبور این مواد غذایی از یک متر و نیم نهایی مسیر خود در روده‌ی بزرگ، از یک تا سه روز به درازا می‌کشد (البته اگر اسهال داشته باشید،‌ این زمان بسیار کاهش می‌یابد).

مدت سه هفته رعایت رژیم یادشده و محدود کردن کربوهیدارت‌ها، زمان بسیار مناسبی برای حصول نتیجه محسوب می‌شود. اما این رویکرد، در مورد لیزا باعث کاهش علائم او نشد و تاثیری منفی هم بر انرژی و بنیه‌ی او گذاشت. احتمال نتیجه‌ گرفتن او از این رژیم، به‌کلی منتفی است.

متاسفانه علائم ریفلاکس عموما با داروهای کاهش‌دهنده‌ی اسید برطرف می‌شوند که این داروها، خود باعث ریفلاکس و SIBO (رشد بیش از حد باکتری روده‌ی کوچک) بیشتر می‌شوند.

نگاه علمی: چرا نباید رژیم بگیرید

 میزان چاقی مفرط بزرگسالان طی دهه‌ی ۸۰ در جوامع غربی افزایش خیره‌کننده‌ای گرفت؛ این امر به‌دلیل افزایش جمعیت و مصرف غذاهای آماده با انرژی بالا بود.

همزمان با این اتفاق، یک گرایش جدید در رژیم غذایی رواج پیدا کرد؛ چرا که مردم بسیاری در پی یافتن راه‌هایی برای محدود کردن مصرف مواد غذایی و کاهش وزن بودند. این راه‌های جدید اغلب ناموفق بودند.محروم کردن خود از غذاهایی که از خوردن آن‌ها لذت می‌بریم و ورزش کردن به‌عنوان نوعی مجازات، راه‌حل پایداری برای کاهش وزن در بلندمدت نیست. این روش ممکن است به چرخه‌ی سریع افزایش و کاهش وزن، باور به این‌که بدن بزرگ‌تر از اندازه‌ی واقعی آن است و همچنین نارضایتی از تصویر بدنی منجر شود. این پیامدها منجر به مشکلات سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب می‌شوند. همچنین فرد را در معرض خطر ابتلا به الگوهای اختلال در خوردن مانند امتناع از خوردن، پرخوری، تهوع عمدی، مصرف ملین و قطع مصرف تمام گروه‌های غذایی قرار می‌دهد.

سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی

رژیم‌های غذایی اغلب ناموفق هستند؛ بنابراین جنبش غیررژیمی بر اساس این واقعیت شکل گرفت که رژیم غذایی و محرومیت غذایی منجر به افزایش وزن، ذخیره‌ی چربی و تغییر شکل و اندازه‌ی بدن می‌شود.

سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی مانند غذا خوردن شهودی و غذا خوردن آگاهانه نشان می‌دهند که هر فرد، طبق مکانیزم طبیعی خود به دریافت مواد مغذی خوب و داشتن وزن سالم اهمیت می‌دهد.

  • گوش سپردن به بدن
  • خوردن در زمان گرسنگی و دست کشیدن از خوردن به‌محض سیری
  • خوردن آگاهانه بدون پرت شدن حواس توسط مختل‌کننده‌هایی مانند تلویزیون و گوشی‌های هوشمند
  • جستجوی روزانه‌ی لذت به‌جای مجازات
  • پذیرفتن اندازه و شکل طبیعی بدن
  • نداشتن احساس گناه از غذا خوردن
  • پایان دادن به دغدغه‌های ذهنی در مورد غذا، با حذف هر نوع ممنوعیت غذایی

هم‌ساز شدن با نشانه‌های درونی بدن باعث می‌شود افراد از مصرف مواد غذایی وسوسه‌انگیز و رژیم‌های غذایی مضر دوری کنند.

سبک غذا خوردن غیررژیمی فلسفه‌ی ذهن و بدن، اهمیت خود را بر سلامت و انرژی بدن قرار می‌دهد و یک ارتباط غیرمحدود با مواد غذایی را قوت می‌بخشد؛ این ارتباط، باعث کنترل وزن سالم و افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی، تمرکز را از کنترل وزن به ارتقای سلامتی تغییر می‌دهند. این امر باعث پذیرفتن شکل بدن در مقایسه با جنبه‌ی نارضایتی از بدن در رژیم‌های محدودکننده می‌شود. پذیرش بدن باعث افزایش اعتماد به نفس، رضایت از تصویر بدنی و سلامت جسمی و روانی می‌شود.

سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی، تمرکز را از کنترل وزن به ارتقای سلامتی تغییر می‌دهند

افرادی که از سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی پیروی می‌کنند، خود و بدن خویش را در شکل خود می‌پذیرند تا به بدین صورت برای سلامت خود ارزش قائل شوند. این رویکرد بر این واقعیت استوار است که افراد دارای اعتماد به نفس و سلامت ذهنی بالا، رفتارهای تغذیه‌ای مثبتی را دنبال می‌کنند.

این سبک‌های خوردن همچنین بر ورزش کردن تحت عنوان تحرک بدنی به‌منظور لذت بردن به‌جای تمرکز بر سوزاندن کالری استوار هستند. به‌جای تمرکز بر اثر ورزش در کاهش وزن باید آن را به‌‌عنوان روشی برای افزایش انرژی در نظر گرفت.

اثرات مثبت سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی

یک پژوهش که به بررسی سبک‌های غذا خوردن رژیمی در برابر غیررژیمی پرداخته بود، نشان داد که سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی در سلامت جسمی و روانی تاثیر بهتری دارند. افرادی که از سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی پیروی می‌کردند، نسبت به بدن خود احساس رضایت بیشتری داشته، غذاهای متنوع‌تری را میل نموده، دارای اعتماد به نفس بالاتری بوده، کمتر به غذا خوردن عصبی گرایش داشته، کمتر دچار الگوهای اختلال در خوردن شده، کمتر ایده‌آل لاغری ترویج‌شده در رسانه‌ها را برای خود درونی کرده و در کل دارای سلامت روانی بالاتری بوده‌اند.

سبک‌های غذا خوردن غیررژیمی در سلامت جسمی و روانی تاثیر بهتری دارند

یک بررسی حاصل از ۲۴ مقاله‌ی پژوهشی در مورد سبک‌های خوردن غیررژیمی، صحت این یافته‌ها را تایید کرده است. این بررسی، ارتباطی را میان غذا خوردن شهودی و کاهش اختلال در خوردن، تصویر مثبت‌تر از بدن و عملکرد احساسی بهتر نشان داده است.

زمانی‌که به خود اجازه دهیم غذاهایی که از آن‌ها لذت می‌بریم را میل کنیم، محدودیت غذایی تعیین نکنیم و به‌دنبال لذت بردن باشیم، دیگر احساس نمی‌کنیم از مواردی که در زندگی از آن‌ها لذت می‌بریم، محروم هستیم. بنابراین، اشتیاق بیشتری برای خوردن مواد غذایی سالم و مغذی پیدا می‌کنیم. این امر باعث کمتر خوردن و بازگرداندن وزن بدن به حالت طبیعی خود می‌شود.اهمیت سبک‌های خوردن غیررژیمی در این است که با افزایش گوش‌سپاری به بدن، پذیرش اندازه و شکل طبیعی بدن، مهربان بودن با خود، کنار گذاشتن احساس گناه از غذا خوردن و پایان دادن به ممنوعیت غذایی با محدود نکردن غذاها یا دشمن ساختن غذا برای خود، جایگزین پایدارتر و سالم‌تری برای پدیده‌ی رژیم غذایی است.

سبک‌های خوردن غیررژیمی باعث افزایش سلامت جسمی و روانی افراد شده و اثرات منفی رژیم غذایی را کاهش می‌دهند.

اگر از اندیشیدن به کاهش دادن وزن دست بکشیم و با غذاها و بدن خود با عشق برخورد کنیم، بدن نیز به‌طور طبیعی در مسیر تعدیل کردن خود قرار می‌گیرد. این امر در نهایت منجر به کاهش وزن می‌شود.

صفحه قبل 1 صفحه بعد
x تبلیغات